معنی ۱neutral · 86%
وضعیتی که فرد در آن توانایی کمی برای شنیدن صداها دارد یا اصلاً نمیتواند آنها را بشنود.
مثالهای طبیعی
Her deafness developed gradually over several years.
ناشنوایی او طی چند سال بهتدریج ایجاد شد.
The centre provides support for people experiencing deafness.
این مرکز از افرادی که با ناشنوایی مواجهاند حمایت میکند.
He reported deafness in his left ear.
او از ناشنوایی در گوش چپش خبر داد.
نکتهٔ کاربردی
deafness وضعیت شنوایی را بیان میکند و هیچ معنایی دربارهٔ هوش یا مهارت ارتباطی فرد ندارد.
