معنی ۱neutral · 95%
برای مدیریت یک مشکل یا موقعیت دشوار اقدام کردن.
مثالهای طبیعی
Our manager deals with complaints.
مدیر ما به شکایتها رسیدگی میکند.
I can deal with this problem.
من میتوانم با این مشکل کنار بیایم.
How do you deal with him?
چطور با او برخورد میکنی؟
نکتهٔ کاربردی
وقتی یک مشکل، شخص یا موقعیت را مدیریت میکنی، از deal with استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— با یک مشکل برخورد یا آن را مدیریت کردن

