تکههای پراکندهٔ موادی که پس از آسیب، تخریب یا شکستن چیزی باقی میمانند
مثالهای طبیعی
Debris covered the road after the storm.
پس از طوفان، آوار سطح جاده را پوشاند.
Workers searched through the debris for survivors.
کارگران میان آوارها بهدنبال بازماندگان گشتند.
Crews removed debris from the demolished building.
گروهها بقایا را از ساختمان تخریبشده جمعآوری کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Debris` را بهصورت اسم غیرقابلشمارش به کار ببرید؛ برای شمارش موارد منفرد از `pieces of debris` استفاده کنید.
