معنی ۱neutral · 90%
نخستین حضور عمومی، اجرا یا انتشار یک شخص یا اثر
مثالهای طبیعی
The goalkeeper made her international debut on Saturday.
دروازهبان روز شنبه نخستین بازی ملی خود را انجام داد.
His debut album reached the top ten.
اولین آلبوم او به جمع ده اثر برتر رسید.
The actor's debut received unusually strong reviews.
نخستین اجرای آن بازیگر نقدهایی بهطور غیرمعمول مثبت دریافت کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Debut` اغلب با صفت ملکی یا پیش از اسمهایی مانند `album` یا `novel` بهعنوان توصیفکننده میآید.
