افراط در لذتجویی و تجملپرستی، که اغلب نشانهای از زوال اخلاقی دانسته میشود.
مثالهای طبیعی
The writer condemned the decadence of the ruling elite.
نویسنده تجملپرستی و انحطاط طبقهٔ حاکم را نکوهش کرد.
The private spa offered guests an afternoon of pure decadence.
آبگرم خصوصی، بعدازظهری سرشار از خوشگذرانی تجملاتی برای مهمانان فراهم میکرد.
In the story, decadence spreads through the wealthy capital.
در داستان، تجملگرایی افراطی در پایتخت ثروتمند گسترش مییابد.
نکتهٔ کاربردی
decadence اغلب قضاوتی ارزشی را بیان میکند، اما در نوشتههای مربوط به سبک زندگی گاهی لحنی مثبت یا شوخطبعانه دارد.
