بسیار غنی، لذتبخش یا تجملاتی، بهویژه دربارهٔ خوراک و خوشگذرانی.
مثالهای طبیعی
The restaurant serves a decadent chocolate tart.
رستوران تارت شکلاتی بسیار غنی و لذیذی سرو میکند.
Our hotel stay felt wonderfully decadent.
اقامتمان در هتل بهطرز دلپذیری تجملاتی بود.
That cheesecake was even more decadent than the previous one.
آن چیزکیک حتی از چیزکیک قبلی هم غنیتر و لذتبخشتر بود.
نکتهٔ کاربردی
در توصیف دسر یا رفتن به اسپا، decadent اغلب تعریف و تمجید است، نه اتهام اخلاقی.
