تخریب تدریجیِ ماده بر اثر فرایندهای طبیعی شیمیایی یا زیستی.
مثالهای طبیعی
The dentist found decay in two teeth.
دندانپزشک در دو دندان پوسیدگی پیدا کرد.
Wood decay threatened the old furniture.
پوسیدگی چوب، مبلمان قدیمی را در معرض آسیب قرار داده بود.
Bacterial decay caused the unpleasant smell.
تجزیهٔ باکتریایی باعث آن بوی ناخوشایند شده بود.
نکتهٔ کاربردی
در این معنای فیزیکی، decay معمولاً غیرشمارشپذیر است؛ rotting یکی از انواع رایج آن به شمار میرود.
