معنی ۱formal · 86%
فوتشده؛ واژهای رسمی و محترمانه برای کسی که از دنیا رفته است.
مثالهای طبیعی
The deceased owner left no written will.
مالک درگذشته هیچ وصیتنامهٔ کتبی از خود به جا نگذاشت.
Her grandfather is deceased, according to the records.
طبق سوابق، پدربزرگش فوت کرده است.
They included photos of deceased family members.
آنها عکسهایی از اعضای درگذشتهٔ خانواده را هم قرار دادند.
نکتهٔ کاربردی
deceased رسمی است و more deceased گفته نمیشود. در گفتوگوی روزمره، died یا passed away طبیعیتر است.
