معنی ۱neutral · 86%
دارای قصد گمراهکردن دیگران با دروغ، نیرنگ یا پنهانکردن حقیقت.
مثالهای طبیعی
His deceitful behaviour made her lose trust.
رفتار فریبکارانهٔ او باعث شد آن زن اعتمادش را از دست بدهد.
The seller was deceitful about the cars history.
فروشنده دربارهٔ سابقهٔ آن خودرو صداقت نداشت.
Investigators called the second explanation even more deceitful.
بازرسان توضیح دوم را حتی فریبکارانهتر دانستند.
نکتهٔ کاربردی
deceitful بر نادرستی عمدی دلالت دارد؛ deceptive میتواند حتی بدون قصد قبلی، ظاهر یا تأثیری گمراهکننده را توصیف کند.
