بهصورت عمدی و غیرصادقانه، با هدف گمراهکردن شخص دیگر.
مثالهای طبیعی
The seller deceitfully claimed the car had never crashed.
فروشنده فریبکارانه ادعا کرد که خودرو هرگز تصادف نکرده است.
He answered deceitfully when questioned about the missing funds.
وقتی دربارهٔ پولهای گمشده از او سؤال کردند، فریبکارانه پاسخ داد.
By deceitfully hiding fees, the company misled customers.
شرکت با پنهانکردن فریبکارانهٔ هزینهها، مشتریان را گمراه کرد.
نکتهٔ کاربردی
deceitfully به فریب عمدی اشاره میکند؛ اما deceptively گاهی فقط به ظاهری گمراهکننده اشاره دارد، حتی بدون دروغگویی.
