به اندازهٔ کافی خوب یا در حدی نسبتاً رضایتبخش.
مثالهای طبیعی
We had a decent lunch near the station.
نزدیک ایستگاه ناهار نسبتاً خوبی خوردیم.
The salary seems decent for this role.
به نظر میرسد حقوق این موقعیت شغلی قابلقبول است.
This room is more decent than the last one.
این اتاق از اتاق قبلی مناسبتر است.
نکتهٔ کاربردی
decent اغلب معنای «رضایتبخش» دارد، نه «عالی و بینقص».
