انتخاب کردن کاری که باید انجام شود یا چیزی که باید داشته باشیم، پس از فکر کردن درباره گزینههای مختلف.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
تصمیم گرفتن
Deutsch
sich entscheiden
Հայերեն
որոշել
voroshel
مثالهای طبیعی
She decided to study abroad.
او تصمیم گرفت در خارج از کشور تحصیل کند.
He decided on the blue car.
