معنای پیامی را که با رمز یا سامانهای محرمانه نوشته شده است، کشف کردن.
مثالهای طبیعی
Analysts deciphered the encrypted note before sunrise.
تحلیلگران پیش از طلوع آفتاب یادداشت رمزگذاریشده را رمزگشایی کردند.
Can you decipher this coded message?
میتوانی این پیام رمزی را رمزگشایی کنی؟
The team is deciphering a secret inscription.
گروه در حال رمزگشایی یک کتیبهٔ محرمانه است.
نکتهٔ کاربردی
«decipher» بر آشکار کردن معنای پنهانشده در رمز تأکید دارد؛ «decrypt» اصطلاحی فنیتر است.
