معنی ۱neutral · 95%
انتخابی که پس از فکر کردن دربارهٔ گزینههای مختلف انجام میدهی
مثالهای طبیعی
We need to make a decision today.
ما باید امروز تصمیم بگیریم.
Her decision to travel alone surprised us.
تصمیم او برای تنها سفر کردن ما را غافلگیر کرد.
Parents make many decisions for young children.
والدین برای کودکان خردسال تصمیمهای زیادی میگیرند.
نکتهٔ کاربردی
از make a decision استفاده کن، نه do a decision.
ترکیبهای رایج
— تصمیم گرفتن دربارهٔ اینکه چه کاری انجام شود

