سطح باز و صافی روی کشتی که افراد میتوانند روی آن بایستند یا راه بروند
مثالهای طبیعی
Passengers gathered on deck to watch the sunset.
مسافران روی عرشه جمع شدند تا غروب خورشید را تماشا کنند.
Our cabin is below the main deck.
کابین ما زیر عرشهٔ اصلی است.
The crew cleared the deck before the storm arrived.
خدمه پیش از رسیدن طوفان عرشه را خالی کردند.
نکتهٔ کاربردی
عبارت `on deck` هنگام بیان مکان روی کشتی اغلب بدون حرف تعریف میآید.

