شیوهٔ رسمی یا نمایشیِ ادای سخنان با لحنی نیرومند و پرشور.
مثالهای طبیعی
The director discouraged excessive declamation in intimate scenes.
کارگردان بازیگران را از خطابهخوانیِ بیشازحد در صحنههای صمیمی برحذر داشت.
His declamation overwhelmed the substance of his argument.
لحنِ خطابی و پرطمطراقِ او محتوای استدلالش را تحتالشعاع قرار داد.
Careful declamation helped the audience follow the poem.
خوانشِ سنجیده و پرشورِ شعر به تماشاگران کمک کرد آن را دنبال کنند.
نکتهٔ کاربردی
ممکن است به اجرای ماهرانه اشاره کند یا لفاظیِ پرآبوتاب و تهی از محتوا را نکوهش کند.
