معنی ۱formal · 90%
مؤدب، خویشتندار و متناسب با موقعیتی اجتماعی.
مثالهای طبیعی
The guests maintained a decorous silence during the tribute.
مهمانان هنگامِ ادای احترام سکوتی مؤدبانه و باوقار را حفظ کردند.
Her response remained decorous despite the provocation.
با وجود تحریکشدن، پاسخِ او همچنان مؤدبانه و سنجیده بود.
The audience was decorous throughout the formal reception.
حاضران در سراسرِ پذیراییِ رسمی، رفتاری موقر داشتند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت به آداب و تناسبِ اجتماعی اشاره دارد، نه زیبایی یا سبکِ تزئینی.
