معنی ۱formal · 85%
رفتار مؤدبانه و محترمانهای که با شرایط اجتماعی یا رسمیِ خاصی تناسب داشته باشد.
مثالهای طبیعی
The judge reminded everyone to maintain decorum in court.
قاضی به همه یادآوری کرد که در دادگاه نزاکت را رعایت کنند.
Despite the argument, she spoke with remarkable decorum.
او با وجود مشاجره، با نزاکتی چشمگیر صحبت کرد.
Their shouting violated the decorum expected at the ceremony.
فریادهای آنها با نزاکتی که از حاضران مراسم انتظار میرفت سازگار نبود.
نکتهٔ کاربردی
decorum رسمیتر از politeness است و اغلب به شیوهٔ رفتار متناسب با موقعیتی مشخص اشاره دارد.
