معنی ۱neutral · 85%
شخص یا چیزی که عمداً برای جلب توجه یا کشاندن کسی به سمتی دور از هدف اصلی به کار گرفته میشود.
مثالهای طبیعی
Police used an empty van as a decoy.
پلیس از یک ون خالی بهعنوان طعمهٔ انحرافی استفاده کرد.
The wooden ducks served as decoys on the lake.
اردکهای چوبی روی دریاچه نقش طعمه را داشتند.
While guards watched the decoy, the courier escaped.
در حالی که نگهبانها سرگرم نگاهکردن به طعمهٔ انحرافی بودند، پیک گریخت.
نکتهٔ کاربردی
decoy عامل جلب توجه یا گمراهسازی است و لزوماً خودِ تله نیست.
