معنی ۱formal · 85%
مقداری که یک کمیت یا سطح مشخص بهاندازهٔ آن کمتر میشود.
مثالهای طبیعی
The study found a small decrement in accuracy.
پژوهش کاهش اندکی در دقت را نشان داد.
Each penalty produces a decrement of two points.
هر جریمه باعث کاهش دو امتیازی میشود.
Successive decrements reduced the available budget.
کاهشهای پیاپی، بودجهٔ در دسترس را کمتر کردند.
نکتهٔ کاربردی
decrement نسبتاً فنی یا رسمی است؛ در گفتوگوی روزمره decrease یا reduction طبیعیتر است.
