بهشدت متعهد به یک کار، هدف یا شخص
مثالهای طبیعی
She is a dedicated researcher with exceptional patience.
او پژوهشگری متعهد با صبری استثنایی است.
The volunteers remained dedicated despite limited funding.
داوطلبان با وجود بودجهٔ محدود همچنان متعهد ماندند.
Few employees were more dedicated than he was.
تعداد کمی از کارکنان از او متعهدتر بودند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی تعهد و تلاش پایدار را توصیف میکند.
