معنی ۱neutral · 86%
هزینه یا مبلغی که مجاز است از مبنای محاسبهٔ مالیات کم شود.
مثالهای طبیعی
Some travel expenses are deductible from taxable income.
برخی هزینههای سفر از درآمد مشمول مالیات قابلکسرند.
Your donation may be deductible if the rules allow it.
اگر مقررات اجازه دهند، ممکن است کمک مالی شما قابلکسر از مالیات باشد.
She kept receipts for every deductible expense.
او رسید همهٔ هزینههای قابلکسر را نگه داشت.
نکتهٔ کاربردی
قابلکسر بودن به مقررات مالیاتی بستگی دارد و به معنی بازپرداخت خودکار پول نیست.
