معنی ۱neutral · 85%
ظاهر چیزی را با خطخطی کردن، خراشیدن یا آسیب زدن به سطح آن خراب کردن.
مثالهای طبیعی
Vandals defaced the mural overnight.
خرابکاران شبانه نقاشی دیواری را مخدوش کردند.
Visitors must not deface the monument.
بازدیدکنندگان نباید به سطح بنای یادبود آسیب بزنند.
Someone has been defacing public signs with stickers.
کسی مدتی است تابلوهای عمومی را با برچسب مخدوش میکند.
نکتهٔ کاربردی
«deface» بر خراب شدن ظاهر تمرکز دارد، درحالیکه «destroy» آسیب بسیار کاملتری را میرساند.
