با بیان ادعاهای دروغین و زیانبار، به اعتبار و آبروی کسی لطمه زدن.
مثالهای طبیعی
The councilor accused the newspaper of defaming her.
آن عضو شورا روزنامه را متهم کرد که با انتشار مطالب دروغ به آبروی او لطمه زده است.
Fabricated claims can defame an innocent colleague.
ادعاهای ساختگی میتوانند اعتبار همکاری بیگناه را خدشهدار کنند.
The pamphlets defamed political opponents with invented stories.
آن جزوهها با داستانهای ساختگی مخالفان سیاسی را بدنام کردند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمی است که در بحثهای حقوقی و رسانهای دربارهٔ لطمهزدن به شهرت افراد دیده میشود.
