معنی ۱formal · 85%
خارجکردن مواد دفعی جامد از بدن از راه مقعد.
مثالهای طبیعی
The puppy usually defecates soon after eating.
تولهسگ معمولاً کمی بعد از غذا خوردن مدفوع میکند.
The patient had not defecated for several days.
بیمار چند روز بود که دفع مدفوع نداشت.
Do not defecate near drinking water sources.
در نزدیکی منابع آب آشامیدنی مدفوع نکنید.
نکتهٔ کاربردی
فعلی رسمی و لازم است؛ در کاربرد عادی نمیگوییم defecate a stool، بلکه خود فعل defecate برای بیان عمل کافی است.
