معنی ۱neutral · 89%
ایراد یا نقصی که باعث میشود چیزی درست کار نکند یا استاندارد لازم را نداشته باشد
مثالهای طبیعی
Engineers traced the failure to a hidden defect.
مهندسان علت خرابی را به یک نقص پنهان نسبت دادند.
The defect affected thousands of recalled batteries.
این نقص هزاران باتری فراخوانشده را تحت تأثیر قرار داد.
Inspectors found several defects in the metal frame.
بازرسان چند نقص در قاب فلزی پیدا کردند.
نکتهٔ کاربردی
`defect` بهویژه در تولید و مهندسی از `flaw` جزئی فنیتر و جدیتر است.
