شخصی که از کسی، چیزی یا یک ایده در برابر حمله یا انتقاد دفاع یا حمایت میکند
مثالهای طبیعی
She became a strong defender of press freedom.
او به مدافع سرسخت آزادی مطبوعات تبدیل شد.
The organization supports defenders of human rights worldwide.
این سازمان از مدافعان حقوق بشر در سراسر جهان حمایت میکند.
He was the project's most determined defender.
او مصممترین مدافع پروژه بود.
نکتهٔ کاربردی
وقتی اسم به یک ایده، حق یا آرمان اشاره دارد، الگوی `defender of` رایج است.

