معنی ۱neutral · 88%
قطعی و روشن، بهطوری که احتمال تغییر آن کم باشد
مثالهای طبیعی
We need a definite answer by Friday.
ما تا جمعه به پاسخی قطعی نیاز داریم.
Our plans are not definite yet.
برنامههای ما هنوز قطعی نشدهاند.
Can you give me a more definite date?
میتوانی تاریخ مشخصتری به من بگویی؟
نکتهٔ کاربردی
`Definite` از `possible` یا `probable` قویتر است، چون قطعیت را بیان میکند.
ترکیبهای رایج
— پاسخی روشن و قطعی

