بریدن یا از میان بردن بیشتر یا همهٔ درختان یک منطقهٔ جنگلی.
مثالهای طبیعی
Large farms have deforested parts of the valley.
مزارع بزرگ بخشهایی از دره را از پوشش جنگلی خالی کردهاند.
Road construction is deforesting the northern hills.
ساخت جاده دارد درختان تپههای شمالی را از بین میبرد.
The proposal could deforest another thousand hectares.
این طرح ممکن است هزار هکتار دیگر را از پوشش جنگلی خالی کند.
نکتهٔ کاربردی
deforest معمولاً مفعولی مانند land، valley یا area میگیرد؛ با قطعشدن یک درخت منفرد لزوماً برابر نیست.
