معنی ۱neutral · 85%
دارای شکل فیزیکیِ تغییرکرده، خمیده یا غیرعادی.
مثالهای طبیعی
A deformed bracket prevented the door from closing.
یک بست فلزیِ تغییرشکلیافته مانع بستهشدن در شد.
The plastic became deformed under intense heat.
پلاستیک در اثر حرارت شدید تغییر شکل داد.
Several branches were visibly deformed after the storm.
چند شاخه پس از طوفان بهوضوح کجومعوج شده بودند.
نکتهٔ کاربردی
در توصیف اشیا معمولاً خنثی و فنی است؛ دربارهٔ وضعیت جسمی انسان ممکن است بهتر باشد نوع تغییر ساختاری یا بیماری دقیقاً بیان شود.
