با فریبدادن عمدیِ کسی، پول یا اموال او را بهطور غیرصادقانه به دست آوردن.
مثالهای طبیعی
Prosecutors said he defrauded several elderly clients.
دادستانها گفتند که او از چند مشتری سالمند کلاهبرداری کرده است.
Scammers defraud customers through convincing fake messages.
کلاهبرداران با پیامهای جعلیِ باورپذیر از مشتریان پول میگیرند.
The scheme defrauded investors of millions of dollars.
این طرح کلاهبردارانه میلیونها دلار از سرمایهگذاران گرفت.
نکتهٔ کاربردی
در ساختار defraud someone of something، نخست شخصِ زیاندیده و سپس داراییِ ازدسترفته میآید.
