آشکارا از اطاعتِ یک قانون، مقام یا دستور سرپیچی کردن
مثالهای طبیعی
Protesters defied the order to leave the square.
معترضان از دستور ترک میدان سرپیچی کردند.
She defied senior management and published the findings.
او در برابر مدیریت ارشد ایستاد و یافتهها را منتشر کرد.
The community defied repeated attempts to silence it.
جامعه در برابر تلاشهای مکرر برای ساکت کردنش مقاومت کرد.
نکتهٔ کاربردی
`defy` نشاندهندهٔ مقاومت عمدی و اغلب علنی است، نه رعایتنکردن تصادفی.
