دارای رفتار یا ارزشهایی که از نگاه گوینده بهشدت غیراخلاقی، فاسد یا منحط ارزیابی میشود.
مثالهای طبیعی
The narrator condemned the ruler’s degenerate lifestyle.
راوی سبک زندگی منحط حاکم را محکوم کرد.
Critics called the spectacle degenerate and exploitative.
منتقدان آن نمایش را منحط و بهرهکشانه خواندند.
They rejected the description of their community as degenerate.
آنها توصیف جامعهٔ خود بهعنوان جامعهای منحط را نپذیرفتند.
نکتهٔ کاربردی
degenerate برچسبی ارزشی و تند است، نه توصیفی دقیق و بیطرف از واقعیت. ممکن است بهصورت تحقیرآمیز استفاده شود.
