آب موجود در مادهای را، اغلب برای نگهداری طولانیتر، خارج کردن.
مثالهای طبیعی
The factory dehydrates apples for snack packs.
کارخانه برای بستههای میانوعده از سیبها آبگیری میکند.
You can dehydrate mushrooms in a low oven.
میتوانی قارچها را در فری با حرارت کم خشک کنی.
These vegetables were dehydrated before packaging.
آب این سبزیجات پیش از بستهبندی گرفته شده بود.
نکتهٔ کاربردی
میوهٔ آبگیریشده خشک است، اما لزوماً تمام رطوبتش را از دست نداده است.
