وضعیتی که در آن اتفاقی دیرتر از زمان مورد انتظار یا برنامهریزیشده رخ میدهد.
مثالهای طبیعی
Heavy snow caused a delay to our train.
بارش سنگین برف باعث تأخیر قطار ما شد.
We apologize for the delay in replying.
بابت تأخیر در پاسخدادن عذرخواهی میکنیم.
Please send the medicine without delay.
لطفاً دارو را بدون تأخیر بفرستید.
نکتهٔ کاربردی
برای یک تأخیر مشخص میتوان گفت a delay؛ در عبارتهای ثابتی مثل without delay، این اسم بدون حرف تعریف میآید.
