معنی ۱neutral · 89%
فردی که رسماً برای نمایندگی یک گروه در نشست، کنفرانس یا سازمان انتخاب شده است
مثالهای طبیعی
Each delegate received the revised agenda.
هر نماینده نسخهٔ اصلاحشدهٔ دستور جلسه را دریافت کرد.
Delegates voted on the proposed agreement.
نمایندگان دربارهٔ توافق پیشنهادی رأی دادند.
The delegate from Kenya addressed the committee.
نمایندهٔ کنیا در برابر کمیته سخنرانی کرد.
نکتهٔ کاربردی
`delegate` بر جایگاه نمایندگی تأکید دارد و معمولاً در نشست یا سازمان رسمی به کار میرود.
