گروهی از افراد که رسماً برای نمایندگی یک سازمان یا کشور فرستاده میشوند
مثالهای طبیعی
A delegation from Japan arrived for trade talks.
یک هیئت نمایندگی از ژاپن برای مذاکرات تجاری وارد شد.
The delegation met senior officials behind closed doors.
هیئت نمایندگی پشت درهای بسته با مقامات ارشد دیدار کرد.
Several delegations requested changes to the final statement.
چند هیئت نمایندگی خواستار تغییر در بیانیهٔ نهایی شدند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی به خودِ گروه اشاره دارد، نه فرایند واگذاری کار.
