معنی ۱neutral · 86%
از روی قصد و نه بر اثر اشتباه یا تصادف.
مثالهای طبیعی
He deliberately ignored the safety warning.
او عمداً هشدار ایمنی را نادیده گرفت.
The chairperson paused deliberately before answering.
رئیس جلسه پیش از پاسخدادن، آگاهانه مکث کرد.
Did you deliberately leave her off the guest list?
آیا عمداً اسم او را از فهرست مهمانان جا انداختی؟
نکتهٔ کاربردی
وقتی از deliberately استفاده میشود، گوینده عمل را عمدی میداند؛ این الزاماً به معنی نیت بد نیست.
