خوراکیای که در یک منطقه بهخصوص خوشمزه، کمیاب یا ویژه به حساب میآید
مثالهای طبیعی
This spicy seafood dish is a local delicacy.
این غذای دریایی تند از خوراکهای ویژهٔ محلی است.
The stalls offered delicacies from several islands.
غرفهها خوراکهای خاص چند جزیره را عرضه کردند.
Have you ever tasted this regional delicacy?
آیا تا حالا این خوراک ویژهٔ منطقه را چشیدهای؟
نکتهٔ کاربردی
جمع delicacy به صورت delicacies نوشته میشود. خوراک محلی ویژه لزوماً گران نیست؛ ویژگیاش ممکن است از فرهنگ، کمیابی یا طعم خاص آن باشد.
