delight
A1اسم/US /dɪlˈaɪt/ dĭl-ĪT; UK /dɪlˈaɪt/ dĭl-ĪT/
نشاط دادن، لذت دادن، بوجد آوردن
JadoLearn Dictionary
معنی delight به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نشاط دادن، لذت دادن، بوجد آوردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
هوا، باد دادن، هوا خوردن
اعلان خطر، آژیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.