ویژگیها، اجزا یا محدودهٔ چیزی را دقیق و روشن شرح دادن.
مثالهای طبیعی
The contract delineates each partner’s responsibilities.
قرارداد مسئولیتهای هر یک از شرکا را بهروشنی مشخص میکند.
The novelist deftly delineated the heroine’s conflicting motives.
رماننویس انگیزههای متضاد شخصیت زنِ اصلی را با مهارت ترسیم کرد.
This chapter will delineate three competing explanations.
این فصل سه توضیح رقیب را بهدقت تشریح خواهد کرد.
نکتهٔ کاربردی
در نوشتار رسمی، قراردادها و توضیح ساختارها به کار میرود؛ فقط نامبردن از چیزی کافی نیست.
