معنی ۱formal · 85%
وضعیتی ناگهانی از گیجی شدید که اغلب در اثر بیماری یا دارو پدید میآید و توجه و آگاهی را مختل میکند.
مثالهای طبیعی
The patient developed delirium following the operation.
بیمار پس از عمل جراحی دچار دلیریوم شد.
Delirium can make familiar surroundings seem strange.
دلیریوم میتواند باعث شود محیط آشنا برای فرد غریب به نظر برسد.
Staff recognized signs of delirium during the night.
کارکنان در طول شب نشانههای دلیریوم را تشخیص دادند.
نکتهٔ کاربردی
در پزشکی delirium حالت حادی از تغییر توجه و آگاهی است؛ delusion به یک باور خاصِ نادرست اشاره میکند.
