معنی ۱neutral · 85%
درهای کوچک و دنج که اغلب با درخت یا چمن پوشیده شده است.
مثالهای طبیعی
We picnicked in a quiet dell beside the stream.
در درهٔ کوچک و آرامی کنار جویبار پیکنیک کردیم.
The path dipped into a shady dell.
مسیر به درهٔ کوچک و سایهداری سرازیر شد.
Bluebells filled the dells beyond the village.
در درههای کوچک آنسوی روستا، گلهای استکانی آبی همهجا روییده بودند.
نکتهٔ کاربردی
«dell» بیشتر در نثر توصیفی یا ادبی دیده میشود تا در نشانی دادن روزمره.
