باوری نادرست که شخص به آن محکم پایبند است، بهویژه با وجود شواهد قوی علیه آن.
مثالهای طبیعی
The patient had a delusion of being watched constantly.
بیمار باور هذیانی داشت که دائماً تحت نظر است.
He was under the delusion that profits were guaranteed.
او بهاشتباه باور داشت که سودها تضمین شدهاند.
Her delusions about instant fame gradually faded.
تصورات نادرست او دربارهٔ مشهورشدن یکشبه کمکم از بین رفتند.
نکتهٔ کاربردی
در پزشکی delusion ممکن است به «هذیان» گفته شود؛ در گفتار غیررسمی نیز برای باور غیرواقعیِ ریشهدار به کار میرود. این واژه با illusion بهمعنای خطای ادراک متفاوت است.
