جلب حمایت با تحریک احساسات و تعصبات عمومی به جای استدلال منطقی
مثالهای طبیعی
The senator rejected his rival’s demagogic attacks on migrants.
سناتور حملههای عوامفریبانهٔ رقیبش به مهاجران را رد کرد.
Demagogic rhetoric turned an economic dispute into a personal feud.
سخنان عوامفریبانه اختلافی اقتصادی را به خصومتی شخصی تبدیل کرد.
Residents challenged the speaker’s demagogic promises of instant prosperity.
ساکنان وعدههای عوامفریبانهٔ سخنران دربارهٔ رفاه فوری را به چالش کشیدند.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد را در بافت و الگوهای نشاندادهشده در مثالها به کار ببرید؛ استدلال قانعکننده دلیل و شاهد ارائه میکند، اما دعوت عوامفریبانه با تحریک ترسها یا دشمنتراشی حمایت جلب میکند.
