مرگِ یک شخص، بهویژه زمانی که با لحنی رسمی یا غیرمستقیم به آن اشاره میشود.
مثالهای طبیعی
The charity announced the founder’s demise with great sadness.
مؤسسهٔ خیریه با اندوه فراوان خبرِ درگذشتِ بنیانگذارش را اعلام کرد.
After his demise, the property passed to his children.
پس از درگذشتِ او، ملک به فرزندانش رسید.
The monarch’s unexpected demise altered the succession.
درگذشتِ غیرمنتظرهٔ پادشاه روندِ جانشینی را تغییر داد.
نکتهٔ کاربردی
برای شخص ممکن است رسمی یا حتی طفرهآمیز به گوش برسد؛ در گفتوگوی حساس و شخصی، death یا died معمولاً روشنتر و همدلانهتر است.
