نیروهای نظامی را، بهویژه پس از پایان جنگ یا شرایط اضطراری، از خدمتِ بسیجشده آزاد کردن یا از آن خدمت خارج شدن.
مثالهای طبیعی
The army demobilized thousands of reservists after the conflict.
ارتش پس از درگیری، هزاران نیروی ذخیره را از خدمت بسیجشده ترخیص کرد.
Many soldiers were demobilized before winter.
بسیاری از سربازان پیش از زمستان از خدمت بسیجشده ترخیص شدند.
Troops began demobilizing once the ceasefire held.
نیروها وقتی آتشبس پایدار ماند، روند خروج از حالت بسیج را آغاز کردند.
نکتهٔ کاربردی
demobilize به پایان بسیج و بازگرداندن نیروها از وضعیت آمادهباش یا خدمت بسیجشده اشاره دارد، نه صرفاً دادن مرخصی.
