معنی ۱neutral · 86%
کسی که از حکومت مردم از راه نهادهای دموکراتیک پشتیبانی میکند.
مثالهای طبیعی
As a democrat, he supports free elections.
او بهعنوان یک دموکرات از انتخابات آزاد حمایت میکند.
The writer considers herself a lifelong democrat.
این نویسنده خود را از دیرباز طرفدار دموکراسی میداند.
Many democrats argued for independent courts.
بسیاری از دموکراتها خواستار دادگاههای مستقل بودند.
نکتهٔ کاربردی
democrat با حرف کوچک لزوماً همان برچسب حزبیِ Democrat با حرف بزرگ، مانند عضو حزب دموکرات آمریکا، نیست.
