شخصی که در یک تجمع یا راهپیمایی اعتراضی عمومی شرکت میکند.
مثالهای طبیعی
Demonstrators carried banners outside the council offices.
تظاهرکنندگان مقابل دفاتر شورای شهر پلاکارد در دست داشتند.
A peaceful demonstrator spoke to the reporter.
یک معترض مسالمتجو با خبرنگار صحبت کرد.
Officers guided the demonstrator away from traffic.
مأموران، تظاهرکننده را از مسیر رفتوآمد خودروها دور کردند.
نکتهٔ کاربردی
واژهٔ demonstrator فقط مشارکت در اعتراض را بیان میکند و بهخودیخود قانونی یا خشونتآمیز بودن آن را مشخص نمیکند.
