معنی ۱neutral · 85%
اعتمادبهنفس، اراده یا امید کسی را تضعیف کردن.
مثالهای طبیعی
Constant criticism can demoralize new employees.
انتقاد مداوم میتواند کارکنان تازهوارد را دلسرد کند.
The heavy defeat demoralized the entire squad.
شکست سنگین روحیهٔ تمام اعضای تیم را تضعیف کرد.
Budget cuts have demoralized the volunteer coordinators.
کاهش بودجه روحیهٔ هماهنگکنندگان داوطلبان را تضعیف کرده است.
نکتهٔ کاربردی
demoralize به روحیه و انگیزه مربوط است و لزوماً به معنای غیراخلاقیکردن کسی یا آسیب به منش او نیست.
